چهارشنبه، ۲۹ دی ۱۳۹۵, ۰۹:۲۱
 
 

بنر بالای صفحه حجاب


حجاب آییه بی غبار

                
مقام معظم رهبری
 

 

چکیده بیانات آیت الله خامنه ای درباره حجاب


مردم ما چادر را انتخاب کرده‏ اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجاب‌هاى دیگر است.» ولى زنان ما مى‏ خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پیش از آن‏که یک حجاب اسلامى باشد، یک حجاب ایرانى است .چادر، لباس ملى ماست ، به نظر ما، بحث‌هایى که درباب پوشش زن مى‏‌شود، بحث‌های خوبى است که انجام مى‏ گیرد، منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در این زمینه ‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد. این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و - همان‏طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏‌توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضی‌ها از چادر فرار مى‏‌کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامن‌گیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏‌کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‌‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏‌دهد! شما خیال کرده‌‏اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضاً آن مقنعه‏ کذایى و آن لباس‌هاى «و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ» و همان‌هایى را که در قرآن هست، درست کردیم، دست از سر ما بر مى‏‌دارند؟ نه، آن‌ها به این چیزها قانع نیستند؛ آن‌ها مى‏‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عیناً این‏جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه که عمل مى‏‌شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در این‏جاها وقتى نوبت به این کارها مى‏‌رسد، بى‏بندوبارى خیلى بیش تر هم مى‏‌شود؛ کمااین‏که در زمان شاه، بى‏‌بند و بارى‏‌اى که در همین شهر تهران و بعضى دیگر از شهرهاى کشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بیش تر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در این‏جا آن‏طورى نبود. آن‏طور که دیده بودیم و شنیده بودیم و مى‏دانستیم و مناظرى که از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حیرت مى‌‏کند که چرا بایستى این‏گونه بشود؛ کمااین‏که در خیلى از کشورهاى متأسفانه عقب‏ مانده‏ مسلمان و غیرمسلمان هم همین‏طور است. بنابراین، باید به دقت و با نهایت کنجکاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعایت کرد.

 

  • مطالب اصلی

ولایت فاطمی در امتداد ولایت الهی

وقتی فرد به جایگاه مناسبی از کمالات انسانی و قرب الهی دست پیدا کند، مظهر اوصاف الهی می شود؛ یعنی به اذن خدا برخی از شؤون و ویژگی های الهی بسته به مرتبه ای که شخص در آن قراردارد در او جلوه گر می شود.

حجة الاسلام دکتر امید پیشگر - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان 

 

دو شأن از شؤون الهی، ولایت تشریعی و ولایت تکوینی است که اولی در حوزه شرع و قانون قرار دارد و دومی در عرصه خلق و تکوین. کسی که ولایت تشریعی دارد از جانب خدا مأذون است حکمی را با اسناد به الله وضع کند؛ که این کار در واقع، بیان حکم خداست که در سخن و عمل او ظهور می کند. (1) امّا منظور از ولایت تکوینى آن است که کسى بتواند به اذن خدا در جهان آفرینش اثر گذاشته و کاری کند بر خلاف جریان طبیعى و عادی دنیا. برای مثال، بیمار غیر قابل درمانی را شفا دهد و یا مرده ای را زنده کند؛ مانند کارهایی که قرآن کریم از حضرت عیسی علیه السلام گزارش می دهد. (آل عمران:49)

ولایتی در امتداد ولایت خدا

اهل بیت علیهم السلام به دلیل آن که در معرفت آیات الهى به یقین دست یافته اند و وظیفه خویش را در برابر خداوند به گونه ای برتر ادا کرده اند (سجده:24) از ویژگى عصمت برخوردار شده اند (احزاب:33) برای همین، جهل به ساحت وجودی آنان راه ندارد و باطن آنان، منزلگاه الهام هاى غیبى است. (کافى1/ 199). وجود این ویژگى ها سبب می شود که خداوند متعال به آنها جایگاه ویژه ای عطا کرده و اوصاف خود را در ایشان جلوه گر نموده که ولایت تکوینی و تشریعی از جمله آنهاست. 

ادله عصمت فاطمه زهرا سلام الله علیها ثابت می کند او مرجع علمی و دینی است و سخن او حجت است؛ پس اگر او ارث در آیه را به معنای ارث مالی تفسیر می کند تردیدی وجود ندارد که مراد الهی نیز همین است؛ بنابراین کسی حق ندارد شکل دیگری تفسیر کند

ولایت تشریعی یا همان مرجعیت دینی در مورد اهل بیت علیهم السلام به معنای حجت بودن گفتار، رفتار و تایید ایشان است. (ر.ک: فرهنگ شیعه،462) بهترین منبعی که اهل بیت علیهم السلام را دارای این ولایت دانسته و ایشان را مرجع دینی و علمی جامعه معرفی می کند قرآن کریم است: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون: پس اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید » (نحل:43، انبیاء:7) به شهادت روایات و بحثهای متقن تفسیری مراد از «اهل ذکر» در این آیات اهل بیت علیهم السلام هستند. (2)

ولایت تکوینی صدیقه کبری

درباره ولایت تکوینی یا همان توان تاثیرگذاری حضرت فاطمه سلام الله علیها چه در زمان حیات آن بانو و چه بعد از شهادتشان کتابها نوشته شده که ما در این مختصر به نمونه ای اشاره می کنیم:

ابوذر که درود خدا بر او باد نقل می کند: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مرا به دنبال على علیه السلام فرستاد. به خانه اش رفتم و او را خواندم؛ ولى پاسخ مرا نداد. آسیاب دستى را دیدم که بی آنکه کسى باشد به خودى خود، مى چرخد. دوباره او را خواندم، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتیم. آن حضرت رو به على علیه السلام کرد و چیزى به او گفت که من نفهمیدم.

گفتم: شگفتا! از دستاسى که بدون گرداننده مى گردد.

آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ایمان و یقین کرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او کمک کرد و کفایتش نمود. مگر نمى دانى که خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند. (بحارالانوار 43/29)

ولایت تشریعی صدیقه کبری

وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها برای گرفتن حق خود به مسجد تشریف بردند آنجا که سخن به فدک رسید در خطابی کوبنده به ابوبکر و مردم فرمود: «بر شما چون روز روشن است که من دخت پیامبرم. اى مسلمانان! آیا شایسته است که من از ارث خود محروم باشم؟ اى پسر أبو قحافه آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث برى و من نه؟! به راستى که تو کارى شگفت، بى سابقه و ناپسند مرتکب شده اى؟ مگر کتاب خدا را عمدا ترک کرده و احکام آن را پشت سر انداخته اى؟»

در اینجا حضرت برای اثبات ارث بری فرزندان پیامبران از اموال ایشان به آیاتی استدلال می کند که دو آیه نخست آن مورد بحث است:

«خداوند در قرآن مى فرماید: "و سلیمان از داود ارث برد" (نمل: 16) و نیز در نقل ماجراى تولد یحیى علیه السلام مى فرماید: "زکریا گفت: خدایا به من پسرى عطا فرما که پس از من متولى امور و وارث من و آل یعقوب باشد" (مریم:5-6)» (الاحتجاج 1/102)

عده ای برای دفاع از ابوبکر و حکم بر تصاحب ارث فاطمه سلام الله علیها گفته اند: مراد از ارث، در آیات یادشده ارث معنوی یعنی علوم و معارف نبوت است و منظور ارث مال نیست. (تفسیر ابن کثیر، 6/164، 5/189)

اهل بیت علیهم السلام به دلیل آن که در معرفت آیات الهى به یقین دست یافته اند و وظیفه خویش را در برابر خداوند به گونه ای برتر ادا کرده اند (سجده:24) از ویژگى عصمت برخوردار شده اند (احزاب:33) برای همین، جهل به ساحت وجودی آنان راه ندارد و باطن آنان، منزلگاه الهام هاى غیبى است (کافى1/ 199). وجود این ویژگى ها سبب می شود که خداوند متعال به آنها جایگاه ویژه ای عطا کرده و اوصاف خود را در ایشان جلوه گر نماید که ولایت تکوینی و تشریعی از جمله آنهاست

و حال آنکه ادله عصمت فاطمه زهرا سلام الله علیها ثابت می کند او مرجع علمی و دینی است و سخن او حجت است؛ پس اگر او ارث در آیه را به معنای ارث مالی تفسیر می کند تردیدی وجود ندارد که مراد الهی نیز همین است؛ بنابراین کسی حق ندارد شکل دیگری تفسیر کند.

حضرت آیة الله جوادی آملی در تفسیر ارث در این آیات می فرماید:

«بنابراین اطلاقات حاکم است؛ عمومات حاکم است؛ دلیل خاص درباره ارث انبیاء حاکم است؛ مهمتر از همه، تفسیر و تبیین و تشریح صدیقه کبری سلام الله علیها حاضر است. و قبلاً هم گذشت که اگر وجود مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها یک مطلبی را بفرماید مثل این است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود، امام باقر علیه السلام فرمود، امام صادق علیه السلام فرمود. معیار حجیت، عصمت گوینده است نه امامت او. اگر کسی معصوم بود قولش حجت است دیگر. بنابراین این تفسیر که منظور از ارث، ارث مال است می شود محکَّم. عمومات و اطلاقات هم حاکم اند و دلیل خاص هم تأیید می کند و تفسیری که از حضرت زهرا سلام الله علیها شده است تبیین می کند.» (درس تفسیر:12/7/1388)

بنابراین بی تردید حضرت فاطمه سلام الله علیها عضوی از اهل بیت علیهم السلام است که مظهر ولایت تشریعی و ولایت تکوینی خداوند متعال است؛ یعنی هم سخن و عمل او بیانگر حکم خداست (ولایت تشریعی) و هم از سوی خدا مأذون است که در آفرینش دستی برد و بکند آنچه مسیحا می کرد.

پی نوشت:

1- گاهی هم منظور از ولایت تشریعى، حاکمیت و سرپرستى قانونى و الهى است که این معنا خارج از بحث است.

2-  ن.ک به آموزه هایی از فضائل و حقوق اهل بیت (علیهم السلام) در قرآن، نجارزادگان، فصل ششم.